غم تنهايي

خدایا برمن مهر کردن را عطا کن / مهر و محبت خود رحمتت را عطا کن

مرتضي علي دخيل زندگيمو از تو ميخوام
آقا جونم بي تعارف عاشقم عشقمو ميخوام
خاک پات سرمه چشمام آقا جون حرفامو گوش کن
تورو حق اسم زهرا آتيش دلم خاموش کن

دست به سينه پيش روتم دل و جون فداي نامت
آقا داغونم , کمک کن قربون عشق و مرامت
واسه خوندن ديگه پيرم از غمش دارم ميميرم
مولا جون برس به دادم به خدا بد جوري گيرم
به خدا بد جوري گيرم ......

عمريه من در خونت دست خالي بر نگشتم
نذار تاريک شه تموم شه خط سبز سرنوشتم

عمريه من در خونت دست خالي بر نگشتم
نذار تاريک شه تموم شه خط سبز سرنوشتم

نه راه پيش نه برگشت دل موندنم ندارم
مولا جون همه اميد به کرامت تو دارم

دست به سينه پيش روتم دل و جون فداي نامت
آقا داغونم , کمک کن قربون عشق و مرامت
واسه خوندن ديگه پيرم از غمش دارم ميميرم
مولا جون برس به دادم به خدا بد جوري گيرم
به خدا بد جوري گيرم


یه دل دارم خدا داره
زمین داره هوا داره
میونه دریای غمش
کشتی و ناخدا داره
یه دل دارم ترک داره
ترس و یقین و شک داره
رو بام برفیش همیشه
یه دنیا بادبادک داره
یه دل دارم آتیش داره
تو ابرا قوم و خویش داره
نه راه پس مونده براش
نه طفلی راه پیش داره
یه دل دارم رقیب داره
فراز داره نشیب داره
با اینکه آدم نشده
کلی درخت سیب داره


به ديدن من بيا مهتاب در اومد
بيـا عـزيزم بيا صبرم سر اومد

مي دونـي قـلـبـم آروم نـداره
تـو سـيـنـه مـن يـه بـي قراره

زنـجـيـرو وا کـن ز پا ديوونه من
چشم انتظارم بيا به خونه من

به ديدن من بيا مهتاب در اومد
بيـا عـزيزم بيا صبرم سر اومد

تـو امـيـد مـنـي بــذار مــردم بدونن
غم عشق تو رو تو چشم من بخونن

تـو خـورشـــيـد مــني مـن ذره محتاج نورم
بيا گرمي بده بـه جـون مـن اگــر چــه دورم
فقط يه روز ز تو جدا مي شم که توي گورم


چشماي منتظر به پيچ جاده
دلهره هاي دل پاک و ساده
پنجره ي باز و غروب پاييز
نم نم بارون تو خيابون خيس

ياد تو هر تنگ غروب تو قلب من مي کوبه
سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه
غروب هميشه واسه من نشوني از تو بوده
برام يه يادگاريه جز اون چيزي نمونده

چشماي منتظر به پيچ جاده
دلهره هاي دل پاک وساده
پنجره ي باز و غروب پاييز
نم نم بارون تو خيابون خيس

ياد تو هر تنگ غروب تو قلب من مي کوبه
سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه
غروب هميشه واسه من نشوني از تو بوده
برام يه يادگاريه جز اون چيزي نمونده

تو ذهن کوچه هاي آشنايي
پر شده از پاييز تن طلائي
تو نيستي و وجودم و گرفته
شاخهء خشک پيچک تنهایی

ياد تو هر تنگ غروب تو قلب من مي کوبه
سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه
غروب هميشه واسه من نشوني از تو بوده
برام يه يادگاريه جزءاون چيزي نمونده


 

مي دونم چشماي رنگي ندارم.

صورت خيلي قشنگي  ندارم.

مي دونم  كوچيك خونم مي دونم.

خيلي بي نام نشونم مي دونم.

مي دونم سادست لباسم عزيزم.

واسه تو يه ناشناسم عزيزم.

صداي خوبي ندارم مي دونم.

براي عشق تو اما مي خونم


چرا پيشم نموندی غم تو دلم نشوندی
با رفتنت هستيمو به نابودی کشوندی
تو باور دل تو جدايی جايي نداشت
چی شد دل عاشقت رو قلب من پا گذاشت
رفتي تو ای نامهربون - نذاشتي حتي يک نشون-  از عاشقی از عشقمون
بي تو زدم سر به جنون - راستي که عشق تو اين زمون- نيست تو دل پير وجوون
رفتي تو بي بهونه به رسم اين زمونه
قصه هنوز همونه گريه های شبونه
مي گفتی بي تو شبهام ستاره ای نداره
 خنده های تو واسه ی من شادی مياره
ولي وفا نداشتي مهر و صفا نداشتی
 با يک بغل خاطره منو تنها گذاشتی
رفتي تو ای نامهربون - نذاشتي حتي يک نشون-  از عاشقی از عشقمون
بي تو زدم سر به جنون - راستي که عشق تو اين زمون- نيست تو دل پير وجوون
با اين که دل شکستم ، منتظرت نشستم
 بيا که من به جز تو دل به کسی نبستم


ميگي دنيای ما پر از رنج و غمه
تموم زندگي غصه و ماتمه
دلم گرفته باز از اين شبای تار
از ابرای سياه، زمستون و بهار
چه غمگينه غروب، چه دلگيره خزون
از غم پر شده حرفامون، آسون ميشکنه دلهامون
اما تو شب تار که سرد وبي صداست
ببين که آسمون پر از ستاره هاست
با آهنگ خزون می رقصن برگ وباد
بارون ميباره باز با نغمه های شاد
وقتي عشق و اميد ميشينن تو دلا
شادی پر ميشه تو قلبها، شيرين ميشن همه حرفا
پنجره رو وا کن
بخون از عشق و از اميد
از گل سرخ و عطر ياس از نيلوفرای سپيد
پنجره رو وا کن
بخون ازپاييز و بهار
از شب و روز و از غروب
 از شور و شوق انتظار
 اگه ميگی تنگه دل تنهات، اگه ميگي سردن همه شبهات، اگه شده لبريز غم ودردات
غمو رها کن
 وقتي که شب تو شب تاره، نداری تو شبات يه ستاره، وقتي دل تو سينت بيقراره
عشقو صدا کن ...عشق

نوشته شده در جمعه 1390/02/02ساعت 8:0 بعد از ظهر توسط | |


آخرين مطالب
» كلبه دريايي
»
»
» جــملات الــهام بخــش بــرای زنــدگــی
»
»
» عجـب دلـمان خـوش است ما آدمـها ...
»
»
»

Design By : RoozGozar.com